۩۞۩๑๑۩۞۩๑  هر که میخواهد ما را بشناسد داستان کربلا را بخواند ... ۩۞۩๑๑۩۞۩๑

- بابا، جانباز یعنی چی ؟؟؟


- چطور مگه ؟؟


- آخه امروز سر کلاس ، خاله داشت در باره ی باباهامون  می پرسید ، سینا گفت بابای من جـــانـــبـــازه 
   !!!

- محسن جان ، جانباز در معنای لغوی ، یعنی :

جان‌بازنده, ازجان‌گذشته, دلیر, بی‌باک, فداکار .... .

 او کسی است که جانبازی را برمی گزیند از روی عقل و عشق توامان. نه از روی عقل تنها و نه از روی عشق بی تفکر. چه این که در مذهب ما، عشق بی تفکر چیزی غیرقابل تصور است و وجود ندارد ودر شریعت عشق هم چنانچه در شریعت عقل، «ما حکم به الشرع، حکم به العقل» بود،قاعده ما حکم به العشق، حکم به العقل جاری و ساری است و البته عقل در این تعریف دوم، بینش های فرامادیت را نیز فرا می گیرد و به چیزی فرای دو سه مسئله فلسفی خشک و تر یا چیزی از مقوله اکتساب می اندیشد. این عقل، الهامی نیز هست . جانباز، حد اقل آنچه که ما می خوانیمش به دنبال «آرتیست بازی» و مقولاتی از این دست نبوده است او، دفاع کرده و توام با حفظ و حراست از جان خویش در حد امکان، سعی در حراست و حفظ خاک و کیان و دین و شرف خویش نموده است. او حفظ جان را سرلوحه کار خویش قرار داده و این ... مشیت الهی بوده تا او به مصداق «موتوا قبل آن تموتوا» بمیرد پیش از آنی که میرانده شود. پس جانباز، جانباز است نه ریسمان باز،  جانباز یک انسان است،از مقوله عادی ... اما آنچه از او، مورد تمایز بین همنوعانش می باشد قصد و اراده و هدف اوست و بالاخص استقامت او در راه نیل به هدف پاک و مقدسش. جانباز اگرچه دلیر است اما این طور نیست که از هیچ چیز نترسد !
 

- آهــــــــــــــــــــــــــــــــــان! یعنی چیزه ، فهمیدمـــــــــــــــا ولی یه کــمی سخت بود!

     **********

- سلام بابا جون ، ،خوبید ؟


-  سلام عزیز بابا!


- بابا ، ی چیزی بگم گوش می کنید ؟می شه امسال برای من کفش و لباس عید نخرید ؟


- شدنش که می شه ، ولی می تونی بگی چرا ؟؟

 

- آخه دوست من  محسن ، کفشاش پاره شده ، لباساشم خیلی کهنه شده ،اگه می شه  با پولی که برای  لباسای عید منه، بریم از بابای محسن ی دونه دست بخریم برای شما ، که هم شما دست داشته باشد که مثه بقیه ی باباها من و بغل کنید ، هم بابای محسن پولدار بشه بره برای محسن کفش نو بخره!


_چطور مگه باباجون ؟ دســــــــــــت بخرم ؟؟؟!!!!

 

آره ، به خدا  امروز تو مهد کودک ، خود محسن به خاله گفت بابام دســـــــــــــــــــــــــــت   فروشه... !!!


 

نوشته شده توسط علیرضا برهانی نژاد در ساعت 6:31 | لینک  |